درباره «یوهان ولفگانگ فون گوته»:

«یوهان ولفگانگ فون گوته» (به آلمانی: Johann Wolfgang von Goethe) (28 اوت 1749 – 22 مارس 1832)، شاعر، نویسنده، نقاش، فیلسوف، سیاستمدار و دانشمند بزرگ بود. یوهان ولفگانگ گوته در 28 اوت 1749 در فرانکفورت کنار رود ماین که در آن ایام شهری سلطنتی و آزاد به حساب می آمد، زاده شد. پدرش، «یوهان کاسپار گوته» از اهالی ممتاز فرانکفورت بود که به وکالت دعاوی اشتغال داشت. مادرش، «الیزابت تِکستور» سومین فرزند «یوهان ولفگانگ تکستور» بود که در مقام رئیس شورای دولتی فرانکفورت یکی از مهمترین شخصیت های شهر به حساب می آمد. یوهان کاسپار گوته و الیزابت تکستور در 20 اوت 1748 ازدواج کردند و نخستین فرزندشان «یوهان ولفگانگ گوته» یک سال بعد به دنیا آمد و نام پدرِ الیزابت را بر او گذاشتند، با این امید که روزی بتواند شخصیتی ممتاز همچون پدربزرگش در شهر خود به حساب آید. آن گونه که رسم خانواده های بورژوای فرانکفورت بود، یوهان ولفگانگ در ایام کودکی به مدرسه نرفت و تحصیلات ابتدایی را در خانۀ پدری و با آموزگاران خصوصی پشت سر نهاد. لاتین، یونانی، فرانسه، انگلیسی، ایتالیایی و عبری فرا می گرفت، نقاشی می کرد و به موسیقی نیز علاقه داشت. از همان دوران کودکی قطعاتی منظوم می سرود که با طنزی کودکانه و گاه مضمونی مذهبی همراه بود. یک سال پس از تولد یوهان، خواهرش «کورنِلیا» به دنیا آمد. این دو باید در غم از دست رفتن چهار برادر و خواهر کوچکتر خود با مادر شریک می بودند. الیزابت با از دست دادن چهار فرزند کوچک خود در زمان نوزادی، دل به یوهان و کورنلیا بست و تمام زندگی خود را وقف این دو فرزند کرد. در سال 1759، یوهان 10 ساله شاهد ورود سربازان فرانسوی به فرانکفورت بود و در همان سال برای نخستین بار به دیدن نمایشی فرانسوی رفت. این نمایش چنان تأثیری در یوهان گذاشت که بعدها در بسیاری از نوشته ها و نامه هایش، بارها به چنین مضمونی اشاره می کند که «تفنگ ها می آیند و می روند و قلم ها می مانند». در پاییز 1765، زمانی که شانزده سال بیش نداشت، بنا به میل و علاقۀ پدرش راهی لایبزیک شد تا در دانشگاه آن شهر رشتۀ تحصیلی پدر را دنبال کند و علم حقوق فرا گیرد. لایبزیک در آن ایام، لقب «پاریس کوچک» را داشت و کانون فرهنگ اجتماعی و فرانسوی روکوکو به حساب می آمد. روکوکو سبک هنری قرن هجدهم بود که به دلیل تنوع مضامین، ظرافت و تزیین بیشتر و تا حدی افراطی، از سبک باروک متمایز می گشت و لایبزیک نیز مهد این سبک به حساب می آمد. یوهان در همان آغاز ورودش به لایبزیک، تحصیل علم حقوق را کسالت بار یافت و بیشتر به آتلیۀ نقاشی «اِی.اِف.اوسِر» می رفت و تعلیم نقاشی می گرفت. در سال 1768 به دلیل بیماری، تحصیل را نیمه تمام رها کرد و لایبزیک را به قصد بازگشت به خانه، ترک کرد. باقی ماندۀ سال 1768 و سال 1769 را در خانۀ پدری در فرانکفورت سپری کرد تا به تدریج روح و جسمش درمان شد. در همین ایام نگارش نمایشنامۀ کمدی «شرکای جرم» را آغاز کرد و نخستین مجموعۀ اشعارش را به چاپ رساند. در آوریل 1770، یوهان 21 ساله برای اتمام تحصیل در رشتۀ حقوق راهی استراسبورگ شد. گوته علاقه زیادی به نوشته‌ها و آثار شاعران ایرانی و فارسی داشت و شدیداً تحت تأثیر حافظ بود. از مهمترین آثار او می توان به «اگمونت»، «نغمه‌های رومی»، «سفرنامهٔ ایتالیا»، «دیوان غربی-شرقی» و …  اشاره کرد. یوهان ولفگانگ فون گوته در 22 مارس ۱۸۳۲ در سن 82 سالگی در شهر وایمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

درباره دیوان «غربی-شرقی»:

«دیوان غربی-شرقی» (به آلمانی: West-Östlicher Divan) اثری از «یوهان ولفگانگ فون گوته»، است که در سال ۱۸۱۹ منتشر شد. این کتاب که گفتارهای گوناگون آن از حافظ و فرهنگ ایرانی الهام گرفته، از یکسو بازتابانندهٔ باورها و اندیشه‌های ایرانی و به ویژه حافظ و از سوی دیگر بازتاب‌ دهندهٔ نگاه منتقدانهٔ گوته به آن‌هاست. در سراسر این دیوان، گفته‌ها، پندارها و شخصیت و نام حافظ به کرات مشاهده می‌شود؛ نویسنده بارها در کتاب، خود را مرید و تأثیر پذیرفته از حافظ می‌داند، گویی وی برای سرودن بیشتر شعرهای دیوان از حافظ یاری جسته‌ است. در این دیوان واژگان فارسی و عربی بسیاری نظیر بلبل، ساقی، درویش، حوری، الله، مشک، میرزا، مفتی، وزیر، ترک و … یافت می‌شود که به همان وجه به کار رفته‌اند. دیوان غربی-شرقی جزء واپسین آفریده‌های گوته به‌شمار می‌رود. او در جایی این کتاب را به عنوان «برآیند زندگی خود» معرفی می‌کند. این دیوان توسط چندین مترجم ایرانی به فارسی ترجمه و توسط انتشارات های مختلفی به چاپ رسید. نخستین بار این اثر در سال 1328 توسط «شجاع‌ الدین شفا» ترجمه و توسط «نشریه کتابخانه سقراط» به چاپ رسید، همچنین این ترجمه در سال 1400 با نام «دیوان شرقی» توسط «نشر نخستین» منتشر شده است. پس از آن در سال 1399 توسط «کورش صفوی» ترجمه و توسط «انتشارات هرمس» منتشر شد. سپس این دیوان توسط «بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه» با ترجمه «محمود حدادی» و با مقدمه‌ای از «برند اربل» سفیر سفارت جمهوری فدرال آلمان در ایران در سال 1389 به چاپ رسید، همچنین در سال 1403 انتشارات «نشر چشمه» این را دیوان را با ترجمه «سعید پیرمرادی» منتشر کرد. 

«دیوان غربی-شرقی» ۱۲ گفتار به نام‌های «مغنی نامه»، «حافظ نامه»، «عشق نامه»، «ساقی نامه»، «زلیخا نامه»، «پارسی نامه»، «تیمور نامه»، «خلد نامه»، «تفکیر نامه»، «رنج نامه»، «حکمت نامه» و «مثل نامه» دارد.

مقدمه دیوان:

گوته در ابتدای دیوان غربی-شرقی این چنین برای حافظ شیرازی نوشته است:

«ای حافظ، سخن تو همچون ابدیت بزرگ است، زیرا آنرا آغاز و انجامی نیست. کلام تو چون گنبد آسمان تنها بخود وابسته است، لاجرم میان نیمۀ غزلت با مطلع و مقطع آن فرقی نمی توان گذاشت، چه همۀ آن آیت جمال و کمال است. اگر روزی دنیا به سر آید، ای حافظ آسمانی، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم. همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم، زیرا این افتخار زندگی من و مایۀ حیات من است.»

گالری تصاویر: